باران ببار
باران ببار!
ببار و خيابانها را غرق كن
بر سر اين چهار راه
در انتظار نوحيم.
باران ببار و تنگ حوصلگی مكن
آب اگر از سر نگذشته باشد،
کشتی نوح نخواهد رسید.
نوح خواهد آمد
و كبوترش را
بر ميدانها و ادارههای دفن شده در توفان
رها خواهد كرد
تا بر نُک بانکها بنشيند
و از رستگاری خبر آورد.
قدری شتاب كن باران!
ببين دلالهای چوب
چگونه بر هر سويی میدوند و عرق میريزند!
باران
ببار و خيابانها را غرق كن
و فقط لامپها را نپوشان
كه چهره نوح را ببينيم
ما از جماعت كشتی
فقط ابليس را میشناسيم
شمس لنگرودی
+ نوشته شده در سه شنبه ۶ آبان ۱۴۰۴ ساعت 14:59 توسط مسعود
|