آهـــــــــــای خبــــــــردار!

مستــــی یا هوشیار؟

خوابـــــــی یا بیدار؟

تو شب سیاه ،تو شب تاریک،

از چپ و از راست، از دور و نزدیک

یه نفر داره جار میزنه جـــــــــــــار:

آهـــــــای غمی که مثل یه بختک

رو سینــــــه من شده ای آوار،

از گلوی من دستاتو بردار!

دستاتو بردار از گلوی من!

از گلوی من دستـاتو بردار!

کوچه هــــــای شهر پُر ولگرده،

دل پُر درده، شهر پُر مردو پُر نـامرده!

آهــــــــــــای خبردار! آهــــــــــــای خبردار!

باغ داریم تا باغ، یکی غرق گل ،یکی پُر خار!

مرد داریم تا مرد، یکی سر کـــار،یکی سر بار،

آهای خبردار! یکــــــــــــــــــــــــــی سر دار!

توی کوچه ها یه نسیم رفته پی ولگردی!

توی باغچـــــه ها پاییز اومده پی نامردی!

توی آسمون ماه و دق میده، درد بی دردی؛

پاییز اومده پی نامردی؛

یه نسیم رفته پی ولگردی

تو شب سیاه، تو شب تاریک،

از چپ و از راست، از دور و از نزدیک،

یه نفر داره جــــــــــــار میزنه جار:

آهای غمی که مثل یه بختک،

رو سینه من شده ای آوار،

از گلوی من دستاتو بردار!

دستــــاتو بردار از گلوی من!

از گلوی من دستـــــــــــاتو بردار!

حسین منزوی

14.6.96